سيد جلال الدين آشتياني

36

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

سلب بسيط تحصيلى از ذات ماهيت مسلوب است . آنچه را كه مربوط به خارج است از جهات وجوديه با نقائض آن جهات از مرتبهء تقرر ماهوى و ثبوت مفهومى خارج است ، چنين حقيقتى در اتصاف به جهات مذكوره احتياج به امرى وراى سنخ خود دارد ، امر غيرسنخ ماهيت يا وجود يا عدم است . پس ماهيت در تحقق احتياج به حقيقت وجود دارد و حقيقت وجود متشخص به نفس ذات خود است . به عبارت ديگر ، ماهيت به حسب نفس ذات مناقضت با عدم و نيستى ندارد و آنچه كه به اعتبار ذات مناقضت با نيستى ندارد ، در طرد عدم و ظهور خارجى احتياج به امرى دارد كه با عدم و نيستى بالذات مناقض باشد ، مناقض بالذات عدم ، همان وجود است . تحقيق ماهيتى كه اصالت و عدم اصالت آن مورد نزاع است ، همان نفس طبيعت و مفهوم است كه از آن به « كلى طبيعى » تعبير شده است . اين مفهوم معروض كليت در ذهن و جزئيت در خارج است و در صميم ذات و جوهر حقيقت اشتراك و عدم اشتراك بين كثيرين را فاقد است . اگر بخواهد ماهيت بر متكثرات صدق نمايد و بر متشخصات منطبق شود ، محتاج به حقيقتى غيرذات خود است ، چون ضم مفهوم كلى بر مفهوم كلى ديگر ، ملاك صدق بر خارج و موجب جزئيت و علت تشخص نمىشود و هيچ طبيعت كليه‌اى بذاتها تشخص ندارد . و لقائل أن يقول : همانطورى كه ماهيت ممكن نيست بالذات مصداق حمل وجود شود ، مصداق حمل ماهيت ديگر نيز نخواهد شد ؛ براى آن‌كه ماهيت جز ذات و ذاتيات خود چيزى ديگر را واجد نيست ؛ لذا در مصداقيت براى مفاهيم ثبوتيه احتياج به امر خارج از ذات خود دارد و چون مفاهيم ثبوتيه بماهى ثبوتيه از جهات عدميه انتزاع نشوند و جهات عدميه از آن حيثيتى كه جهات عدميه‌اند از